توکل
توکل
شما بچّه تان را هر اندازه زحمتش بكشيد هر اندازه لباسهايش را تر و تميز بكنيد. هر اندازه كه شستشو كنيد، پاك كنيد، پاكيزه كنيد، يك كبوتر سفيد را كه نگاهش مي كنيد. از بچّه شما خيلي نظيف تر است. نه حمام دارد، نه وسائل بهداشتي، نه خانه مرتب و منظّم.
امّا شما از سر تا پاي او يك لكه نمي بينيد. اينچنين خودش را تميز، پاك و نظيف مي كند. اما شما خودتان را نگاه كنيد، دو روز يا حتّي يك روز شانه نكنيد، سرتان يك جوري مي شود، دم بدم بايد، يا شانه دستتان باشد، يا حواستان جمع باشد در حاليكه آنچنان هم مو نداريد.
اما اگر به سر تا پايش پر از مو است، هيچ شانه و وسيله هم ندارد، گاهي يك گربه را مي بينيد هيچ كس هم تميزش نمي كند، از سر تا پايش يك موي كثيف، يك لكه، يا يك ذره گرد خاك، نيست. حيوانات وحشي به مراتب، از اين حيوانات اهلي هم تميزترند.
شما مثلاً قرقاول را نگاه كنيد، پرهايش منظم، مرتب، از سر تا پايش يك دانه پري كه نامرتب باشد، اصلاً نمي بينيد، مرغابي را نگاه مي كني، تميز، پاك، نظيف، خوب او شغلش اين است كه توي آب برود. خدا يك جوري پرش را درست كرده كه وقتي از آب در مي آيد، خود به خود خشك است.
شما يك گنجشك را بيندازيد توي آب، بايد سه ساعت لاي حوله بگذاريد و گرمش بكنيد، تا اين پرهايش خشك شود. ببينيد خدا مسائل مرغابي را در خودش گذاشته، كه آب در درونش نفوذ نكند. اين لجن مي خورد ولي اينقدر تميز است. نوكش را تا آخر منقار مي كند وسط لجنها و كرم را در مي آورد و مي خورد، خوراكش همين كرم كثيف و آلوده است. اما پرش چقدر نظيف و تميز است.
انسان حظ مي كند وقتي نگاه به يك مرغابي مي كند. نگاه به راه رفتنش، نگاه به شنا كردنش، نگاه به وقارش، خوب چون اينها خود را به خدا سپرده اند، خدا هم اينها را در دستش گرفته و به اين خوبي آنها را ساخته است.
ما اگر خودمان را به دست خدا بدهيم، كمتر از يك مرغابي نيستي.
